محمد بن زكريا الرازي
27
منصوري في الطب ( فارسى )
رازى پزشكى كه گوشهى چشمى به فلسفه داشت سيد عبد اللّه انوار فرهنگ اسلامى چون بنيان گرفت ، مثل همه فرهنگها بر آن رفت كه نسبت به علوم ارزشگذارى كند . و به پيروان خود با اين ارزشگذارى اعلام دارد كه در پى چه علمى روند تا با آموزش آن علم هم استغناى معرفتى يابند و هم با آموزش آن علم رابطهى ديگر جز رابطهى ايمانى بين دين و معتقدان ايجاد گردد . پس آن فرهنگ ارزشگذارى خود را با اين خطاب : « العلم علمان علم الاديان و علم الابدان » اعلام كرد و بدين ترتيب مسأله آموزش علم را براى مسلمانان حل نمود و به آنها فهماند اوّلا چه علومى را اين فرهنگ مشوّق است و ثانيا در حوزهها و مكاتب اسلامى بحث و فحص در اطراف چه علمى بايد باشد . از آنجا كه هر خطاب اعم از شرعى و غير شرعى از ناحيه مخاطبان بازتاب خاص دارد . در اينجا بايد ببينيم كه با اين اعلام ، پيروان در برابر اين اعلاميه چه عكس العملى كردند و اين دو علم بدست معتقدان به چه مرحلهاى از تكامل رسيد . ولى قبل از هر بحثى اولى است كه رفع شبههاى در اينجا از خود اين اعلاميه كنيم و به اين قول پاسخ دهيم كه مىگويد اين اعلاميه قول يكى از سروران دينى است و اتّباع آن اتّباع سنّت است نه قولى برانگيخته از بسط يك فرهنگ نوپا . گرچه انتساب اين قول به معصوم در نزد مسلمانها از حرمت بيشترى برخوردار است تا از ناحيه يك فرهنگ ، ولى متأسفانه ملاكهاى دقيق تعادل و تراجيح ردّ اين انتساب را مىنمايد و نشان مىدهد كه آن قولى است برانگيخته از يك فرهنگ تازه پا به حيات گذارده و مبيّن هدف و غايت آن پديدار نوظهور اجتماعى . چه اسلام چون سلامت پيروان خود را خواستار بود در تشخيص خود اين سلامت را در دو امر ديد يكى سلامت « جسم پيروان » و ديگر « سلامت غير جسم آنها » و برين « غير جسم » مختاريد ، هر نام كه